افراد آنلاین
2 کاربر آن‌لاين است (2 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 2

بیشتر...

آلبرت شوایتزری دیگر در جرگلان ____________بقلم:دانگ آتار ارجبی

فرستنده magtymghuly در تاريخ ۱۳۹۶/۱۰/۴ ۶:۰۰:۰۰ (157 بار خوانده شده) مقالات
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
گاهی بی آنکه بخواهی اتفاق می افتد و تو آماده نیستی اما یک حس ناآرام مثل بختک به جانت می افتد که چه نشستی ؟برو و تو علی الرغم میل باطنی قدم بر میداری در دلت وسوسه است .التهاب است . آن هم از جنس دیدار با بزرگان با جاده های ناآشنا و آسمانی که میشناسی و نمی شناسی اش

ناگهان خودم را در جمعی از فرهیختگان، دریادلان نام آشنا دیدم از همان جنس آدمهایی که همواره آرزوی ملازمت و مصاحبت با آنها را داشتم ،خادمان فرهنگ دیرین تورکمن و مقصد خراسان شمالی.
وقتی با جمعی دردآشنا و همدل به قصد دیدار کسی می روی که او را هرگز ندیده ای اما می دانی که او مردی است دانشمند فرزانه اهل علم و عمل . جاده دیگر جاده نیست و فاصله مفهومی دیگری دارد ،که من اسمش را نفس های شوقناک تا رسیدن به حریم دوست می گذارم.
جاده کوهستانی حسین آباد کالپوش چشم اندازی بی نظیر بود از تعامل آدم و طبیعت که هر دو در عین سادگی آرام آرام عظمتش را به رخ می کشاند درختان سرسبز و کهنسال و مردمان بی رمز و راز و بی آلایش کوهستان با هر پیچ و خم جاده چشم اندازی عظیم و با شکوه از آفرینش در مقابل چشمانت می گشود ، ودر دلت غوغایی که "فتبارک الله احسن الخالقین " چه آرامش با شکوهی .
ساختمان ها در دو طرف جاده مثل تابلوهای نقاشی کنار هم چیده تا اعماق جنگل و چهره پرصلابت مردمان کوچه و خیابان این خطه که همزمان دو وجه بارز را در پهنه صورتشان بوضوح می دیدی .
لبهایی که مثل طلوع سپیده ساده و بی پیرایه رودر رویت لبخند می زند و آدم آن حجب و حیای جبلی کوه نشینان را که در جهان ضرب المثل است می بیند .

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
بعد از مدتی به تابلویی در حاشیه جاده رسیدیم که نام "کیارام"بر آن نوشته بود .و این کیارام دهکده ای بود بسیار زیبا در حاشیه کوه و جنگل که بنا به روایت های گوناگون . حالا آرامگاه مردی بود معروف (سید رشید) که چندین روایت متفاوت از او شنیده بودم .یاغی،مبارز،عیار، یاور مظلومان در روزگار سلطه زور که حتی نام این مرد در ترانه های فولکلور این مرز و بوم غمناک و شادمانه آمده است...... و العهده علی الراوی. ..... از این دهکده آرام و دلنشین با چند کیلومتر فاصله به استان سمنان رسیدیم و نردین تابلویی دیگر در حاشیه جاده و این نردین هم یادآور خاطره ای تلخ و دردناکی است توطئه ای ناجوانمردانه که همواره بر علیه بزرگان و فرزندان اصیل و خدمتگزار این مرزو بوم مرسوم بوده و به اختصار :
این واقعه شوم منجر به قتل هیجده نفر از بزرگان قوم تورکمن بدست عوامل دست نشانده رضا شاه می شود . ابتدا از همان شگرد همیشگی دعوت به صلح و آشتی ملی و ناگهان آتش. ...
که در میان این هیجده نفر به اسامی اورجن خان ، نورگلدی خان و ......بر می خوریم.
ورود ما به نردین مصادف با روز سالمرگ تیمورتاش وزیر دربار رضاشاه بود که آن گونه که دانی و اتفاق افتاد او هم قربانی همین طرح و توطئه بود.
خیلی زود به دو راهی میامی رسیدیم و از رستنخواه به سمت بش قارداش به ورودی بجنورد رسیدیم و حالا به لحظه های دیدار با مردی بزرگ فرا می رسید ،خنکای هوای پاییزی و شوق ملاقات با دکتر " جلیل غیادی " بی تابمان کرده بود
اما در اینجا در دو سوی جاده چشم انداز دل نوازی نبود آن چه در دو سمت جاده راز و غلامان و روستاهای بزرگ و کوچک این خطه دیدم بافت سنتی و فقری بیدادگر که چشم هر بیننده ای را آزار میداد.

و بالاخره به محل زندگی جناب دکتر غیادی رسیدیم . بزرگمردی از سلاله ایرانیان اصیل ،نگاهش سرشار از نوازش،بغایت مهمان نواز سخاوتمند و چون لب به سخن گشود به روایت آن شاعربزرگ " او را چون جهانی یافتم بنشسته در گوشه ای "
آن چه ما می اندیشیدیم او بر زبان داشت ،دوستان فاضل همراهم هر کدام در حد بضاعت از محرومیت و سختی منطقه گفتند اما ایشان با مهربانی و صبوری هر کدام را پاسخی شایسته دادند و تازه آنجا بود که در یافتم که شاعر بی دلیل نگفته بود : عشق طاووس بایدت می بایست جور هندوستان کشید .
آدمها چند گروهند بعضی ها آمده اند که پاسخگوی غرایز باشند بقول مولانا خور و خواب و خشم و شهوت
بعضی ها اندکی فراتر رفته اند بعد از رسیدن به خود نگاهی به اطرافیان دارند مثلا در ساخت اماکن عمومی مثل مساجد و مدارس و دیگر امورات خیریه مشارکت دارند اما گروهی که البته نادرند به خصوص در روزگار ما دیگر تعدادشان در اقلیم هستی به تعداد انگشتان دو دست شاید بیشتر نباشند آن هایی هستند که مثل شمع میسوزند و به دنیای تاریک پیرامونشان روشنی می بخشند
دکتر غیادی و همسر مهربانشان از اینگونه اند فضیلت همواره در مسیر دیانت نیست و البته گمان بد نبرید دکتر و خانواده هر دو مذهبی و مقید به تعالیم متعالی اسلام عزیز اما می دانید که راه های رسیدن به پروردگار بسیار است و به گفته عطار نیشابوری به اندازه همه ستاره ها . مختصر کنم دکتر ساکن دهکده ای بنام یکه سود است و به برکت وجود ایشان این روستا ساختمان هایی دارد با ساختار معماری کاملا امروزی و فروشگاه های مملو از مایحتاج زندگی مردم و پررونق.
حضور سه دهه مردی از جنس عشق و آفتاب صدالبته که برکات خود را به پیرامون می پراکند و آن جهت که مرا و دوستان فاضلم را بیشتر شیفته کرد دانش وسیع وی در زمینه پرورش اسب ،فرش ابریشم ،اشتغالزایی، صنعت توریسم واقعا حیرت آور بود . سخنان عالمانه و ارزشمند آقای دکتر بویژه در باره ژنتیک و جنومیک و تبارشناسی اسب تورکمن که مصداق عینی آن را می توان در سنگ نبشته های دوران هخامنشی در تخت جمشید و در جای جای کشور عزیزمان دید نشان از دیدگاه وسیع و مطالعات دقیق آن معظم بود و اگر بخواهم قدری بیشتر برایتان توضیح دهم رفتار انسانی و ارجمند ایشان با زیردستان اش مایه حیرت من و همراهانم بود اینقدر فروتنی و تواضع را تا کنون در هیچ انسانی ندیده بودم
شرح مختصر این اوصاف امر را برای خواننده گرامی مشتبه نکند که صاحب این قلم اهل تملق نبوده و نخواهد بود و اصولا اهل قلم جان بر سر حقیقت باخته اند و یادمان باشد که جناب دکتر نه حاکم هستند و نه از اهالی قدرت قلندری میباشد بلکه گمیشان ساحلی را رها کرده و در گوشه ای از جغرافیای این خاک اهورایی گوشه انزوا گزیده و به مصداق عینی یک انسان زندگی میکنند و هم زمان به اطرافیانش زندگی می دهد او آدمی است در معنای واقعی اش شوایتزر زمان ما
وقتی با زیر دستان و خدمتکارانش آن گونه رفتار می کند که تو می پنداری او هم از مدعوین محترم است و از جانبی دیگر دارای اخلاقی بغایت فروتن و خداپسند و دانشی که پایان ندارد ......

لذت‌ها بردیم اما چه سود که هر درودی بدرودی دارد و این قافله عمر عجب میگذرد و طبق برنامه روز بعد در معیت همراهان فاضلم عازم زیارت نوادگان شاعر گرانسنگ تورکمن مختومقلی فراغی شدیم
"گرکز"نامی که یادآور بزرگی و عظمت مردی است که به شهادت تاریخ نمرده است او زنده تر از همیشه در جان و خاطره های ارجمند ملت بزرگ تورکمن و حتی غیر تورکمن جایی ویژه دارد
نا گفته نماند کتاب (زبان و ادبیات ترکمن )که سفارش گردآوری آن را دانشگاه پیام نور به اهتمام اساتید بزرگ آقایان: آنه دردی عنصری، قربان صحت بدخشان، ابراهیم بدخشان، قهار صوفی راد تهیه و تدوین شده بود و در سال تحصیلی جاری دو واحد اختیاری تدریس میشد به جناب دکتر غیادی و شریف ایشان محمدی و عبدالله محمدی و شهزاد محمدی اهدا نمودیم .تقریظ کتاب به قلم دکتر نهضتی آذین گشته بود .
آن چه در این مقال نوشته ام شرحی کوتاه بر سفری کوتاه اما عمیق و سرشار از خاطره های بیادماندنی ره آورد سفر برگ سبزی ست تحفه درویش که تقدیم شما باد

پاییز نودشش
صفحه مناسب چاپ 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه