افراد آنلاین
3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...

بررسی ویژگیهاوعنوان شعرسفید(آق قوشغی)در117-مین نشست جمعیت مختومقلی کلاله----گزارش از:«قمرالدین سیدی»

فرستنده magtymghuly در تاريخ ۱۳۹۴/۱۰/۷ ۱:۴۰:۰۰ (494 بار خوانده شده) فرهنگی

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.• 117-مین نشست جمعیت فرهنگی هنری مختومقلی کلاله عصر روز جمعه27آذرماه94درسالن مجتمع فرهنگی هنری ارشاداسلامی کلاله برگزارشد.
• دراین نشست،پس از تلاوت آیاتی ازکلام الله مجید وطنین سرودملی کشورمان، بهره گیری ازعنوان شعرسفید(آق قوشغی)و ویژگیهای این نوع شعر درادبیات ترکمن،بوسیله پژوهشگروکارشناس ادبیات شفاهی ترکمن استاد قربان صحت بدخشان وشاعرابراهیم بدخشان بررسی وتحلیل شد.
• استاداتانظر برزین که اجرای برنامه را نیز به عهده داشت،بابیان مطلبی کوتاه پیرامون موضوع یادشده،برنامه راآغاز کرد.
• تهبه گزارش این نشست را نیزشاعر وازاعضای جمعیت مختومقلی کلاله قمرالین سیدی به عهده داشت.
• توجه علاقمندان رابه مطالعه مشروح گزارش:ویژگیهاوعنوان شعرسفید(آق قوشغی)،جلب می کنیم

• مجری برنامه استاد قربان صحت بدخشان(قاقا)را برای بیان مطالبش به تریبون فراخواند.
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
• آقای بدخشان باطرح این سئوال که ادبيات چيست؟ باب سخن را گشود وگفت:ادبيات همانند درياي جوشان بيكراني است كه از هر كران وسيع و بي انتهاست ادبيات ورود و خروج لحظه اي از گذرگهي محدود و محصور نيست بلكه ادبيات درياي خروشاني است كه مشتاقان خويش رابه آغوش مي كشد.
• ما بطور كلي در اين حوزه با دو نوع ادبيات سركار داريم.
1ـ ادبيات شفاهي 2ـ ادبيات مكتوب
ادبيات شفاهي، پيش زمينه ادبيات مكتوب است و ادبياتي كه بر اثر گذشت زمان با توجه به مناسبت‌هاي اجتماعي در اذهان عموم ماندگار و سينه به سينه وازنسلی به نسل دیگرانتقال يافته است.
• ادبيات شفاهي شامل فرهنگ و سنن يك قوم و تاريخ و تجارب و آمال و آرزوها و دردهاي نهفته و خزائن زباني و كلامي يك ملت بوده و با توجه به عدم وجودابزار نوشتاري ،با زندگي روزمره آباء و اجداديمان عجين گشته است و بالاخره زبان گويا و خيال پويا در آن عصر به دليل كمبود امكانات و عدم سواد كافي به عنوان بهترين ابزار ارتباط ايفاي نقش نموده است.


[color=330000]• ادبيات شفاهي شامل فرهنگ و سنن يك قوم و تاريخ و تجارب و آمال و آرزوها و دردهاي نهفته و خزائن زباني و كلامي يك ملت بوده و با توجه به عدم وجودابزار نوشتاري ،با زندگي روزمره آباء و اجداديمان عجين گشته است و بالاخره زبان گويا و خيال پويا در آن عصر به دليل كمبود امكانات و عدم سواد كافي به عنوان بهترين ابزار ارتباط ايفاي نقش نموده است.
• عالمان و دانشمندان، ادبيات شفاهي قوم تركمن را به كوهي سر به فلك كشيده كه بام آن را برفي سنگين فرا گرفته و برفهاي آن بر اثر حرارت و گرماي خورشيد ذوب شده و با جويباري جوشان به دره‌هايي كه مشرف به آن است جريان يافته تشبيه نموده‌اند. ادبيات شفاهي با اندوخته‌هاي ارزشمند همانند جويباري با شاخه‌هاي متفاوت،مانند هودي، لأله، ماتال، دستان،و... تقسيم شده و هر كدام علاقمندان و مشتاقان خويش را سيراب نموده است.
• وی افزود:به نظر بنده شاعران بدون در نظر گرفتن ادبيات شفاهي نمي‌توانند در ادبيات مكتوب موفق باشند بنابراين استفاده از ادبيات شفاهي و مطالعه اشعار بزرگان، پيش زمينه و پلكان اوليه ادبيات مكتوب است. شاعران علاوه بر داشتن تخيلي زيبا كه امري خدادادي است به امر اكتسابي كه همان «اصل مطالعه» است روي آورده و افكار و اذهان خويش را با سوهان تجربه و علم صيقل داده و به جلاي وهم و صفاي خيال پردازند كه از ضروريات امر شاعري است.
• استاد قاقا بدخشان درادامه تاکید کرد: شاعران در اجتماع وظيفه خطيري به دوش دارند و بر اساس مشكلات و نيازهاي جامعه خويش به سرودن اشعار بپردازند تا بدينوسيله بتوانند عطش تشنه لبان و مشتاقان را سيراب نمايند.

• سپس استاد ابراهيم بدخشان در جايگاه حضور يافته به تشريح ادبيات مكتوب و بالاخص شعر امروزي پرداخت و گفت: بنده تجربه سي‌ساله‌ام را در خصوص شعر «مدرن» در يك زمان و فرصت كوتاه بنا به درخواست اعضاي جمعيت مختومقلي كه الحق ولانصاف در زمينه فرهنگ و ادبيات گامهاي موثري برداشته‌اند ارائه ميدهم.
• وی افزود در خصوص چگونگي و نحوه ارائه مطلب خيلي انديشيدم و نهايتاً به اين نتيجه رسيدم كه در اين حيطه جهت رسيدن به اهداف مورد نظر راه ميانبر مناسب كه همان بررسي تفاوتهاي شاخص ميان اشعار مدرن و كلاسيك است بپردازم.
نام هيچ يك از اشعار سروده شده توسط شاعران در قالب هاي امروزي مانند«عصرداش»، «آق قوشغي»،«تأزه قوشغي» و «اركين» نام خوب و زيبنده‌اي براي اينگونه اشعار نبوده است. مثلا مسماي اينگونه اشعار به«آق قوشغي» زياد خوشايند و مطمح نظر اهل فن و هنر نيست زيرا كه اينگونه اشعار فراتر از رنگهاي موجود بوده و هيچگاه آن را نميتوان با رنگهاي متفاوت محصور و محدود نمود. و يا «عصر داش» نام و عنوان مناسبي نيست زيرا كه در يك عصر و زمان اشعار گوناگوني با سبكها و قالبهاي متفاوت سروده مي شود سپس نام «عصرداش» هم مبين و مزين اينگونه اشعار نمي تواند باشد و يا بعضي دوستان نام «اركين» را به پيش كشيده‌اند آيا واقعاً اين طيف اشعار از قالب و قافيه اركين و آزاد است؟ خير ارزش و اهميت اين اشعار را به دليل ملموس و محرض نبودن قافيه و رديف و اوزان با مقايسه با اشعار كلاسيك نمي‌توان ناديده گرفت. در نتيجه بنده به اين گونه سروده‌ها نام «اشعار مدرن» را مناسب مي بينم.
• زيرا كه در عصر مدرن همان طور كه زندگي مدرن ، نقاشي مدرن و هنر مدرن و صنايع مدرن داريم ميتوانيم اشعار مدرن نيز داشته باشيم.
اشعار زيادي از شاعران همچون كريم قربان نفس و قربان ناظار عزيزف و... در شكل‌گيري و ترويج اشعار مدرن با فكري نو نقش بسزايي را ايفا نموده‌اند ولي نمي‌توان اشعار آنان را «اشعار مدرن» تلقي كرد و رعايت انصاف اينست كه آنان توانستند با اشعار خود به عنوان پل ارتباطي ميان اشعار كلاسيك و اشعار مدرن ايفاي نقش نمايند.
• در تركمنستان شاعراني مانند گوزل شاقلي‌وا و آتامراد آتابايف گاه‌گذاري به سرودن اشعار مدرن روي آوردند ولي چندان موفقيتي در اين خصوص كسب ننموده‌اند.
با توجه به مطالب يادآوري شده، اشعار مدرن چيست؟ تفاوت آن با اشعار كلاسيك چيست؟ و خاصيت اشعار مدرن چه ميتواند باشد. اينها سؤالاتي كه ذهن هر انسان اهل هنر را به تكاپو وا ميدارد به نظر بنده خاصيت‌هاي اشعارمدرن به شرح ذيل مي‌باشد:
• 1ـ شعر مدرن از زمان شروع تا پايان آن از نظر مفهوم و معني و بيان مطالب يك هدف را دنبال ميكند و در هر سطر و هر بند ، بطور كلي كلمات بطور تداوم يافته در خدمت اهداف شاعر هستند. به همين خاطر نميتوان يك بند و با يك سطر و حتي يك كلمه از يك شعر را حذف نمود زيرا بطور كلي شعر از نظر بيان مفهوم و آهنگ موسيقائي لطافت و صناعت خود از دست ميدهد ولي در اشعار كلاسيك هر سطر و هر بند ميتواند معاني ديگري را دنبال كند.
• 2ـ در شعر مدرن هر عبارت و كلمه در جايگاه خود ايفاي نقش مي نمايد و هيچگاه جاي كلمات را نميتوان عوض كرد و ياكلماتي به آن اضافه و يا كم كرد.

• 3ـ در اشعار سنتي تصاوير و مفاهيم و مضامين و معاني متشابه يافت مي شود ولي اشعار مدرن از متشابهات مبراست. در اشعار سنتي بيشتر چشمان را به دريا و ابروهان را به كمان و مژه‌ها را به تير كمان تشبيه مي كنند ولي در اشعار مدرن چنين نبوده و قابل كپي نيست.
• 4ـ در اشعار مدرن سازنده اسكلت و بناي آن اگر ذهن پويا و خيال انگيز شاعر در رأس آن باشد تاثير المنت و ابزاري ديگري مانند زبان و آهنگ موسيقايي و غني بودن از حيث مضمون و مفهوم و تصاوير را نيز نمي توان ناديده گرفت.
• 5ـ اشعار مدرن از نظر دارا بودن معنا و مفهوم تفاوت زيادي با اشعار كلاسيك دارد اينگونه اشعار از تاثير و پيشرفت علم و تكنولوژي در اين برهه بي نصيب نمانده است.
به همين خاطر شاعران قرن بيست و يكم بدليل نگرش و جهان بيني خاص خويش با توجه به رشد علم و پيشرفت تكنولوژي و تاثير آن بر افراد به قله‌هائي از تخيل و تفكر دست يافتند كه امكان دستيابي به چنين مراتب و مدارج به شاعران كلاسيك مهيا نبوده است. اين امر سبب گرديده كه شاعران اين عصر با توجه به گستره ديد از حيطه محلي و بومي پا فراتر نهاده و با ديدگاه ملي و جهاني افكار و تخيل خويش را بصورت اشعار به جهانيان عرضه داشته‌اند.
• 6ـ شعر هر عصر ويژگي زبان خود را دارد و شعر مدرن نيز از نظر زباني، ويژگي‌ خاص خود را داراست. اين تفاوت را در كلمات و جملات و تركيب كلمات ميتوان به وضوح مشاهده كرد تركيبات جديد را بعنوان مثال در اشعار غفور خوجه و عبدالقهار صوفي به وضوح ميتوان يافت.
مثل: آغزي بيرليك رنگكي، قاپدال گؤرنشي، ائنامي مئنگ ائرانماز باشي، پنجرأمينگ دوستي گؤزل گوٌل، رأحيم دارلئق كؤچه‌سي، عؤمرمينگ پروازي و...
• 7ـ يكي از خاصيتهاي ديگر شعر مدرن باز و وسيع بودن قالب شعري و يا نبودن قالب شعراست. اشعار مدرن را از نظر قالب شعري به سه گروه ميتوان تقسيم نمود:
• 1ـ سرودن اشعار در قالب كلاسيك با مفهوم و مضامين مدرن است كه بيشتر اشعار غفور خوجه از اين طيف مي باشد كه زبان و مضامين و تصاوير شعر مدرن را دارا بوده ولي در قالب كلاسيك مي باشد.
• 2ـ شكستن قالب كلاسيك در بعضي اشعار، كه در اين سبك قالب بصورتي كه شكسته شده و سطر بصورت كوتاه و طويل بيان شده ولي وجود قالبها مشهود است.
• 3ـ گروه سوم از اين گونه اشعار بطور كلي از قالب كلاسيك و سنتي تبعيت نمي كند . در اين گونه اشعار موسيقايي شعر تابع قالب نبوده و نيست.
مطالعه اشعار كلاسيك ما را به كانالي پر از آب كه كناره‌هاي آن را جنگلي همسان قرار گرفته هدايت مي كند كه تكراري است ولي اشعار مدرن به كانالي پرپيچ و خم همراه با طبيعتي بسيارزيبا و متنوع مشابه است كه جنگل‌هاي آن نيز بزرگ و كوچك بوده و آب كانال نيز گاه تند و گاه بصورت سنگين جريان مي يابد.
• 8ـ در نهايت اشعار مدرن هيچگاه بدون موسيقي نمي تواند باشد. اگر اشعاري آهنگ و موسيقي نداشته باشد شعر نبوده و يك قطعه ادبي بشمار مي آيد.
در پايان استاد ابراهيم بدخشان ضمن قدرداني از فرصت داده شده با قرائت شعري از سرودهاي خود ، سخنان خود را خاتمه داد.

برنامه هايی که درحاشیه برنامه وموضوع اصلی به اجرا درآمدند:
• شاعران توي محمد اياذي، عبدالقهار صوفي راد، امان محمد قزاقي، ايوب الهي، نورياقدي زيارتي ، حاجي مراد آق، غفور خوجه در اين نشست سروده‌هاي خود را قرائت نمودند.
• خليفه عاشورگلدي گركزي که چاري بايندري با كمانچه وی را همراهی می نمود،به اجرای موسیقی ترکمنی پرداخت.
• هنرمند نوجوان احسان آنه اي به تك نوازي دوتارپرداخت که مورد توجه شرکت کنندگان درمراسم قرارگرفت.
• نمايندگاني از بنياد مختومقلي گنبد و انجمن ميراث و چاوش بندرتركمن در اين نشست حضور داشتند.
• مسئولیت تصويري برداری اين نشست را آقايان ستاربردی راهنما (فيلم بردار) و حاجي محمد خدري(عكاس) به عهده داشتند.
[/color]
صفحه مناسب چاپ 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه