افراد آنلاین
3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...

بررسي زندگي و آثار ادبي شاعر كلاسيك تركمن عبدالرحيم زينهاري درنشست ماهانه‌ي جمعيت فرهنگي هنري مختومقلي كلاله

فرستنده magtymghuly در تاريخ ۱۳۹۴/۷/۵ ۷:۲۰:۰۰ (573 بار خوانده شده) فرهنگی
گزارش از: آرتئق حسين زاده
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

سلسله نشست هاي ماهانه جمعيت مختومقلي کلاله پس از وقفه ای کوتاه عصر آخرين جمعه شهريورماه94 در محل آمفي تئاتر مجمتع فرهنگي-هنري اداره فرهنگ وارشاداسلامی کلاله باحضور جمعي از فعالين و مشتاقان فرهنگ و ادب تركمن با تلاوت آياتي چند از كلام ا... مجيد كه توسط دانش آموز سليمان گلدي‌زاده وطنين سرودجمهوري اسلامي ايران، با موضوع دوره‌ي زندگي و آثار ادبي شاعر كلاسيك تركمن عبدالرحيم زينهاري برگزارشد.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
دراین نشست که نوریاقدی زیارتی ازاعضای فعال جمعیت مختومقلی کلاله کارشناسی وتحلیل زنگی وآثارادبی شاعرکلاسیک ترکمن عبدالرحیم زینهاری را به عهده داشت،باقرائت قطعه شعری تحت عنوان"آی بیله یئلئندان گیتدی" ازاین شاعر را مطلع ورود به تشریح احوال زندگی وی قرارداد وگفت:
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
عبدالرحيم زينهاري به سال 1791م (1206هـ.ق) در روستاي اسن منگلي از بخش خالاج ازتوابع ولايت لباب در يك خانواده باسواد چشم به جهان گشوده ودر سال 1880م (1298هـ.ق) به درود حيات گفته است . وي از طايفه‌ي أرساري از تيره‌ي بگ لر و از شاخه‌ي اِسن منگلي بوده و نام پدرش پولاد بابابوده است. پولاد بابا از انديشمندان و روشنفكران زمانه ي خویش به شمار مي آمده به روايتي با مختومقلي شاعر نامدار در مدرسه‌ي ادريس بابا هم كلاس بوده است. پولاد بابا پس از پايان تحصيلات به اِسن منگلي آمده و در مكتب خانه محلي به تعليم وتربيت مشغول مي شود.


درباره تحصيلات زينهاري اطلاعات دقيقي وجود ندارد، ولي براساس روايتی زينهاري نيز مثل مختومقلي تعليمات ابتدايي را نزد پدر در زادگاهش آموخته و نتوانسته است مثل شاعران اسلاف خود تحصيلات خود را در مدارس مشهور آن زمان يعني بخارا و غيره ادامه دهد ولي در طول دوران زندگاني خود همواره مشغول مطالعه و تحقيق بوده، بطوري كه از شاعران معاصر خود برتري داشته و به دانش و سخنوري مشهود بوده است. وي با شاعر نامدار هم عصر خود «الله قلي الهي» ارتباط نزديكي داشته است.

زينهاري نيز همچون پدرش خدمت به مردم و همنوعان را وظيفه خود دانسته و در اين باره تلاش زيادي كرده ومردم نیز به وي احترام خاصي قايل بوده‌اند به طوري كه او را ملارحيم خطاب ميكردند و از سوی دیگر به لحاظ اینکه آهنگر معروف زمانه خود نیز بشمارمی رفت ، او را استادرحیم هم می گفتند.. استاد رحيم دقيقاً با دوره‌ي امارت اميرمظفرخان بخارا هم عصر بوده است (1881-1860م) و گفته‌اند كه با وي مراوداتي داشته است و حتي استاد رحيم براي سپاهيان اميرمظفر مئلتئق(تفنگ) می ساخته و قفل‌هايي كه وي در آن زمان می ساخته در مرغوبيت مشهور بوده اند به محدوده‌ي زندگي آنها «اوستالار اوُباسي» هم گفته‌اند.

از جزئيات وضعيت زندگي وي معلومات كافي وجود ندارد، ولي طبق روايت‌هايي كه در بين مردم وجود داشته-زينهاري حدود چهل سالگي پدر خود را از دست مي دهد و خود دو فرزند به نام هاي راضيه و جوماغولي داشته است. از سرنوشت راضيه هيچگونه معلوماتي وجود ندارد اما جوماغولي نیزدر سن جواني قرباني يك دعواي ناموسي مي گردد و بدين ترتيب نسلي از وي باقي نمانده است. بعدها نبيره هاي وي به دلايل گوناگون در نقاط مختلف لباب پراكند شده‌اند. از ميان آنها بعضي به آندخوي، بشيره و بايرام عالي كوچ كرده‌اند. نقاش معروف خالاچ به نام خداي بردي محمداوف پرتره‌ي شاعر را ترسيم كرده است .

نورياغدي زيارتي درباره‌ي آثار و افكار زينهاري چنين گفت:
همانگونه كه از اشعارش بر مي‌آيد زينهاري را به عنوان تخلص ادبي برگزيده است گاهي نيز، با تخلص خالاجي شعر سروده است. زينهاري به معني كسي كه عهد و پيمان ببندد يا كسي كه آمان و پناه بخواهد، زينهار، آمان پناه مي باشد. اين معنا و دليل گزينش اين تخلص بي ارتباط با شأن و جايگاه اجتماعي وي و نيز وضيعت حيات‌اش نيست، گذشته از اينها با القاب «خالاجي» و «اوستا رحيم» نيز مشهور بوده است.

با بررسي اشعار او مي توان از وضع زندگاني، آرزوها و افكار و احوال شاعر آگاه شد. بطوري كه شاعر در شعر «غانايتيشديك» به وضوح نشان مي دهد كه وي تعليمات ابتدايي را نزد پدرش آموخته و نتوانسته است در مدارس عالي آن زمان ادامه تحصيل دهد. دانش اندوزي خود را به صورت مستقل ادامه‌ي مي‌دهد.اماشرایط به گونه ای برایش رقم می خوردکه از آرزوها و اميال خود براي ادامه‌ي تحصيل دست كشيده و تمام توجهات و فعاليت خود را براي تامين معاش خانواده معطوف مي‌ دارد. در ابياتي از شعر «گيده ريس» به خوبي نشان ميدهد كه از اين كه نتوانسته تحصيلات خود را تكميل كند و از پير بزرگي تعليم بگيرد اظهار تاسف مي‌كند.

تاكنون درباره‌ي زينهاري و آثار او كنفرانسي ارائه نشده است و از سوي محققان كمتر مورد توجه قرار گرفته است ميراث ادبي عبدالرحيم زينهاري از طريق دست نوشته هایی كه در بين مردم بوده دست به دست گشته به ما رسيده است. اوستا رحيم شاگردان زيادي داشته است يكي از وفادارترين شاگردان وي اوستا آچئل كه فرد باسوادي بوده اشعار شاعر را مكتوب نموده است.

آثار ادبي شاعر و مجموعه اشعاري كه از او در دست هست و همچنين بررسي دوره‌ي تاريخي و شرح زندگاني وي همچنان موضوع تحقيق علمي اوموضوع تحقیق دانشگاهی مي‌باشد. مجموعه اشعار برگزيده او به كوشش شاعر و محقق تركمن "مشهدقلي قزل" در سال 1389 در ايران چاپ ومنتشر شده است كه حاوي 61 قطعه شعر مي باشد.

زينهاري شاعري نكته سنج و سخنور بوده و مفاهيم شعري وي اغلب در مورد مسايل اجتماعي و سياسي عصر خود بوده است و در اشعاري چون «بيلمه ديم» و «بخارا دادئر» با ديدي انتقادي وضعيت اجتماعي و سياسي عصر خود را به تصوير كشيده است.
نوریاقدی زیارتی پژوهشگر ادبيات تركمن در خصوص ويژگي هاي شعري زينهاري همچنین اظهارداشت: زينهاري احساسات و ديدگاه‌هاي خود را درباره‌ي اوضاع و احوال عصر و ايل خود خصوصيات اخلاقي انسانها و همچنين مسايل سياسي و اجتماعي را به زبان شعر و با ديد انتقادي بيان كرده است.

روحيت عمومي آثار وي به لحاظ قالب هاي ادبي با روش ها و استيل شاعران كلاسيك كاملا مطابقت دارد يعني در صنعت شعر قوانين و قواعد شعري را مراعات كرده و در اين خصوص از پدر فرزانه‌ي خود به خوبي تعليم گرفته است. اما به لحاظ مفاهيم و محتوي ضعيف به نظر مي رسد ولي دنياي شاعرانه وي منحصر و مخصوص به خودش است يعني اشعار زينهاري به لحاظ محتوايي با ديگر شاعران معاصر خود مشابهتي ندارد و از شاعران كلاسيك تقليد نكرده است مضمون اشعار وي، عشق و دوستي، وطن دوستي، مسايل اخلاقي و انساني بوده و گوشه‌ي چشمي هم به مسايل اجتماعي عصر خود داشته است.

اگر به سروده‌هاي شاعر با تعمق بنگريم، در مي يابيم كه نوع نگرش قهرمانان اشعارش به رخدادها و مسايل مختلف اجتماعي،اخلاق، انساني و وطن دوستي ازویژگیهای مخصوص به خود اوست. در دوره‌اي كه زينهاري مي زيسته ، مناطق تركمن نشين اوضاع نابساماني داشته است. كشمكش ها و اختلاف هاي درون طايفه‌اي بيداد مي كرده است .

و اما زينهاري نتوانسته است در برخورد با اين مسايل رهنمودهايي مطابق با دردها و مسايل اجتماعي جامعه‌ي خود را به زبان شعر بيان كند، مي توان گفت كه قادر نبوده فرا منطقه‌اي فكر بكند صرفاً هم و غمّش اتحاد، يگانگي، همدلي وهمفكري جوانان روستا و منطقه، محدود و محصور بوده است آن هم بر عليه كي؟ بر عليه جوانان روستاي همجوار خود، بنابراين گستره‌ي فكري وي محدود و جامع نگر نبوده است و به نظر مي آيد اين بدان سبب مي تواند باشد كه وي تحصيلات عاليه نداشته و در مراكز علمي مشهور آن زمان يعني بخارا و خيوه تحصیل نکرده است.

بعضي ازشاعران قهرماني را در شعر خود مي پرورانند كه مبارز ملي است، متاسفانه قهرمانان اشعار زينهاري مبارز و حماسي نيست به همين خاطر هم احساسات وطندوستي وي محدود و كم رنگ است. مثلاً فراغي شاعر نامدار تركمن قهرمانان اشعار خود را حماسي توانمند و مبارز نشان داده است. راه نجات را به درستي به خلق خود نمايانده است. اما بررسي بعضي اشعار زينهاري كه در مورد مسايل اجتماعي سروده شده، که نشان مي دهد كه شاعر، نگران اختلافات و نزاع هاي بين تيره‌اي و طايفه‌اي بود است كه اين كشمكش ها هم عموما بر سر بدست آوردن چراگاه ها و مراتع بوده است.

در دوران وي مردم لباب در نتيجه ي سياست خان هاي خيوه و اميربخارا به دو گروه متخاصم تقسيم شده‌اند: محدوده خالاج –كركي كه تابع اميربخارا ، همچنین غارابكه‌وول وساقار نیزتابع خان خيوه بوده است. هر يك ازگروه هاي ياد شده به نحوي تابع اوامر سياست هاي خان و اميران متبوع خودبوده اند.

براي واكاوي شرايط حاكم بر جامعه و مسببان اصلي بروز اختلافات و تضادهاي گروهی و ارائه راه حل، تيزبيني و خلاقيت فكري مي طلبد تا بتواند در اين مورد نقش خود را به خوبي ايفاء نمايد و به همين خاطر مي‌گوييم كه قهرمانان شعريت زینهاری مبارز ملي نيست و قهرمانان وطن دوستي در اشعار او پويا و بالنده نيست و خاصيت تغيير دهنده‌اي ندارد. بر عكس در فرصت هايي بر خلاف مصالح ملي خود حركت كرده و با افكار و عقيده‌ گروههای ارتجاعي و استثمارگر همگام مي شوند. اگر چه وضع ناگوار و آثار شوم اين اختلافات و تضادها را درك كرده است. اما در بعضي مواقع خواسته يا ناخواسته هر تيره را براي بهبود منافع خود دعوت و ترغيب كرده است.

پرواضح است افكار قهرمانان شعر شاعر و عجز و ناتواني در درك و تجزيه و تحليل مسايل اجتماعي –سياسي آن دوره حاکی از فقدان ذهن خلاق و فراست و كياست وي مي كند به طور كلي وي نتوانسته است تشخيص بدهد كه چه چيزي مانع اتحاد گروهای مختلف مردم مي شود و يا اتحاد آن ها را در هم مي شكند.

سخنران جلسه در بررسي پيرامون اشعار زينهاري ادامه داد:
نوع ديدگاه قهرمانان شعري وي در اشعار با مضامين عاشقانه از انسان دوستي وي سرچشمه مي‌گيرد در سروده هاي خود وفاداري به معشوق-برابري حقوق انساني زن و مرد و داشتن صفات نيكو و پسنديده را تاكيد ميكند.

شاعر در اشعار خود جور و جفايي را كه عاشقان مي كشند، بخوبي منعكس ميكند و مختص به خودش هم نيست بلكه همه عاشق و معشوق ها را شامل مي شود. وي در شعر «آيا منگزه‌ديم» با ظرافت و مهارت خاصي عشق و دوستي شخصي خود را به تصوير كشيده است كه منحصر به فرد و مختص او مي‌باشد. مثلاً مصرع «هؤروندن آيرئلان تايا منگزه‌ديم » تمثيل بي مانند زينهاري است.

در اين اشعار تصاوير و تخيلات شاعرانه در يك جا جمع شده است. بيان ابيات به صورت آهنگين، استواري مضمون و محتوي، علاوه بر اين ها نقش قهرمان شعري خود را بخوبي خلق كرده است. اگر بخواهيم دقيق تر بگوييم، به ما مي فهماند كه بين قهرمان شعر و خود شاعر تفاوتي در كار نيست در شعر «سنده دئر» شاعر فاكتورهاي زيبايي‌هاي معشوق خود را بيان مي كندکه ابيات ، سراپا تعريفنامه‌اي از معشوق است.

در نگاه اول احساس مي شود كه گويا هيچ نقشي در آن ديده نمي‌شود و زينهاري هم انگار شاعري به نظر مي آيد كه فقط معشوق خود را وصف ميكند، اما در حقيقت اين گونه نيست. شاعر در اصل در توصيف يار خود، زيبايي ها و صفاتي را كه شايسته‌ي دختران و نوعروسان تركمن است را نشان مي‌دهد و به نظم در مي‌آورد:

داشتن گيسوهاي سياه، صورت نوراني چون ماه تابان ، و نيز مهرورزي و وفا،‌عشق و دوستي عميق و ... معشوقش براي وي حتي از حسن يوسف و عشرت جنت هم افضل‌تر است.

زينهاري در شعرهاي «عاقئل هووشي ياغشي دئر» و «عاقئل هووش‌لارئ» به خوبي اين مسأله را تصديق مي‌كند كه وي شاعري نكته سنج و آزمايشگري دقيق است. به نظر شاعر، زيبايی تنها در حسن جمال نيست بلكه در اصل كمالات انساني ،اركان ، ادب و هنر وي ارزش دارد، دانايي ، فراست ، فن وهنر وي مقدم بر صورت زيباي ظاهر اوست .

وي معتقد است كه آن چيزي كه به انسان زيبايي مي‌بخشد انسانيت انسان است . پايه و اساس زندگي و استحكام خانواده را در سيرت زيبايي افراد جستجو ميكند. وقتي به منظومه‌هاي عشقي زينهاري به صورت كلي و عمومي نظر افكنده شود، حقيقتي كه مختص آثار اوست آشكار مي شود ودر آن خصوصيات اخلاقي زنان و دختران بيشتر مورد توجه وي قرارگزفته و ساير ويژگي‌هاي قهرمان اشعارخود را به فراموشي سپرده است. شاعر كلاسيك تركمن تنها وجه اخلاقي دختران و زنان را به تصوير كشيده اما شأن و منزلت، اميال،آرزوها و خصوصيات دروني و معنوي آنان را ناديده مي گيرد و به روشني بيان نميكند.

نوریاقدی زیارتی درادامه خاطر نشان كرد كه عبدالرحيم زينهاري شاعر دينداري بوده و در جهان بيني وي موضوعات ديني رنگ خاصي دارد. زينهاري با بهره‌گيري از تعاليمي كه از پدرش در باب صوفي‌گري كسب كرده بود صوفي هاي زيادي را تربيت كرده است. در چنين اوضاع و احوال دو راه را پيش روي انسانهاي عصر خود قرار ميدهد: اولي راه باطل – دومي راه حق. در طريق نخست مقوله لذت دنيايي و دل بستن به مال دنيوي و در طريقه دوم مبارزه با نفس، مقابله با خودخواهي و تكبر را ترسيم مي‌كند.

چنين ايده‌هايي با افكار صوفي‌گري همخواني دارد و در اين بين زينهاري شق دوم را بر مي‌گزيند. وي در شعر «شيطانئنگ بوينون دؤوه‌لي» صوفيان را به ترك دنيا فرا مي خواند وي صوفي‌هايي را كه به زرق وبرق دنيا دلبسته‌اند را به باد انتقاد گرفته و شديداً ملامت مي‌كند.

زیارتی ادامه می دهد اشعار «ياندئم يارانلار» و«شادير يريني گؤرمه‌ديم»،« آيا منگزه‌ديم»، «يتيشديك» با مضامين اجتماعي و سياسي سروده شده است. در واقع وضعيت عصري را كه در آن مي‌زيسته و نيز بيوگرافي و فعاليت هاي شخصي و سختي هاي روزگار و آرزوها و اميال خود را به تصوير كشيده است . پرواضح است كه قهر و غضب، آرمان خواهي ، غم و درد و ساير احساسات تنها دردهاي دروني خود شاعر نيست بلكه درد عموم مردم است و در اين اشعار از وضع نابسامان اجتماع ، كمبودها و جور و جفايي كه به مردم مي شود ، شكايت ميكند. به خصوص در شعر «شاديرينگي گؤرمه‌ديم» براي سامان بخشيدن به اوضاع اجتماعي و رسيدن به يك زندگي راحت و آزاد تلاش ميكند. و حتي براي پيدا كردن دلايل اين وضع ناگوار كوشش زيادي ميكند، اما به سبب نداشتن تحصيلات عاليه و عدم آشنايي به علوم اجتماعي و فلسفه‌ي مشرق زمين، نتوانسته در آثار خود وضعيت بغرنج اجتماعي ، ظلم ها و ستم ها و فاصله طبقاتي را آناليز كند.

به عقيده‌ي شاعر همانگونه كه در طبيعت و اجتماع خار و گل، حرام و حلال ، مرد و نامرد و بخيل وجود دارد، وجود تضادها هم جبري است و به لحاظ اخلاقي اين خصوصيات در زندگي لاجرم دوام دارد. زينهاري در شرايطي مخالف اين عقيده بوده كه مي گويد: دارايي و نداري و فقر و غنا از طرف خداست. وليكن به دلايل ظهور چنين بغرنج هايي و رويدادهاي ناگوار فكر نكرده و به تحقيقي علمي نپرداخته است و كوركورانه با عقايد بالا همنوا شده است. هر چند شاعر از طبقات فرادست و حاكمان و حتي از عوامل مزدور طبقه حاكمه متنفر بوده ولي آن ژرف‌انديشي و درك و فهمي كه قادر باشد تضادهاي اجتماعي و شرايط حاكم بر آن را به صورت علمي آناليز كند در دوره‌ي شاعر وجود نداشته است. به همين سبب آن زماني هم كه شاعر ازظلم و ستم خانها و اميران بي‌رحم به ستوه آمده و در پي يرون رفت از اين وضعيت رقت بار هم شده باشد،موفق نبوده ومردم بخارا و طبقات فرودست اجتماع راضي به قضا و قدر و وضع موجود بودن و صبر تحمل پيشه كردن، بسنده كرده‌است.

قهرمان اين منظومه ها به صورت روبنايي شرايط حاكم بر اجتماع و ظلم و ستم‌ها را فاش و بر ملا ميكند، اما نسخه‌اي و راه حلي براي چگونگي برون رفت و رهايي از اين وضعيت را نشان نمي دهد.

زينهاري به راستي نمي تواند صورت واقعي دشمن كه حقوق مردم را با ظلم و ستم پايمال كرده و با استثمار مشغول به شيشه كردن خونشان بود را بشناساند و لذا در اشعارش از هم پاشيدگي اوضاع اجتماعي و وجود تضادهای طبقاتي وبرابری اجتماعي را با افكار خرافي به گردن نامردي دنيا و فلك و آسمان مي اندازد و اينها را از نشانه هاي نزديك بودن قيامت مي داند.

وی در ادامه خاطرنشان كرد كه : قسمت عمده اشعار اجتماعي شاعر در قالب طنز است، صرفنظر از اينكه امير بخارا را يك شخص مقدس و اميرالمومنين مسلمانان مي داند، و ليكن از اينكه نتوانسته شأن واقعي خود را بيابد زبان به نقد گشوده است. در عصر زينهاري خالاچ تابع و تحت سيطره‌ي بخارا، بوده ، بخارا هم مركز دين و قاضي كلان ها بوده و همچنین حاكم نشين و مركز سياست و نيز از طرفي كانون تجارات و داد و ستد بوده است وي در شعر «بخارا دئر» حركت و اقدامات غيرعادي و ظالمانه‌ي اميربخارا در آسيا‌ي ميانه و ثروت اندوزي وي از طريق يورش‌هاي بيرحمانه و گرفتن اسير و فروش آنها در بازار بردگان را به باد انتقاد مي گيرد و حتي كم فروشي و بي انصافی تاجران بخارا را به نقد مي كشد.

در بررسي سروده‌هاي شاعر معلوم مي شود كه موضوعات اخلاقي سرآمد موضوعات ديگر است. استخوانبندي و جان مايه‌ي اشعار شاعر در اخلاق پاكيزه داشتن خلاصه مي شود. زينهاري براي حصول به ايده‌هاي اخلاقي مورد نظرش نه به طنزهاي ساده و معمولي بلكه به طنزهاي سوزناك متوسل شده و در تربيت اجتماعي بيشتر به مفاهيم ميهن دوستي و بيداري هويت ملي معتقد بود. او با اشعار خود سعي مي كند در هموطنان خود روح وطندوستي را پرورش دهد. مردان مردي كه مورد نظر و ايده‌آل شاعر است، آناني هستند كه در راه وطن و خلق خود حاضر به جانفشاني و فداكاري باشند و علاوه بر اينها صفاتي چون شيرين زباني، رفتار ملايم و مدارا داشتن، و خدمتگزاري به خلق را تاكيد ميكند. در اين پنچ و شش روز عمر زندگاني دم را غنيمت دانستن، زحمتكش بودن، زيستن توام با عدالت، عدالتخواهي، به حق خود قانع بودن، قلب پاك داشتن را از وظايف مبرم آدمي مي داند.

زينهاري روگردان شدن از اين وظايف مهم را بطور كلي در زمره‌ي‌ آدمهايي مي‌داند كه خاصيت انسانی خود را گم كرده‌ در بعد حيواني‌اند نه انساني . زينهاري در شعر «گواليك سانگا» و «ديل آزار» برخي خادمان دين نزديك به حاكميت را به نقد مي كشد. مجبور مي شود در نقد آنان را محدود به پرطمع بودن و حيله‌گري نمي داند، بلكه غيبت کردن، تهمت اختلاف افكني و دو بهم زدنی و نئشه‌گري را از صفات بارز آنان مي داند.

نورياغدي زيارتي كنفرانس خود را ساعت17به پايان رسانده و از اينكه شركت كنندگان تا پايان برنامه به مطالب وی پیرامون ویژگیهای زندگی وآثارشعری شاعرکلاسیک ترکمن عبدالعظیم زینهاری گوش فرا دادند، صميمانه تقدير و تشكر كرد.

مطالبی پیرامون نشست114جمعیت فرهنگی هنی مختومقلی کلاله:

1ـ اجراي تك نوازي دوتار توسط هنرمند نوجوان احسان آنه‌يي تحت عنوانهای: اوي بي بي، سؤگي خالان كه با استقبال و ابراز احساسات حضار مواجه شد.

2ـ خوانش شعر با عنوان «غاراش مانگا ياشايئش» توسط معلم و شاعر عضوفعال جمعیت مختومقلی کلاله، قمرالدين سيدي.

3ـ اجراي موسيقي سنتي بوسیله باغشي يوسف پرويزي که با نوازندگي چاريارقلي بايندري مقدم از گروه موسيقي غارادألي گؤگلنگ همراهی می شد که این هنرمندان آهنگ هاي 1ـ هايسي دئر 2ـ غالان ياغشي‌دئر 3ـ آزاد ايله گين 4ـ اؤتمِزدِن اوزال را به زیبایی اجراء نمودند از نكات موردتوجه اين بخش معرفی دستگاهها وسبک های موسیقی بوسیله استاد چاری بایندری بودکه این موضوع با استقبال شرکت کنندگان درمراسم قرار گرفت.

4- به منظور گرامیداشت خاطره شادروان قدیرگوگلانی یار دیرین جمعیت فرهنگی هنری مختومقلی کلاله، که اخیرا به دیدارمعبودشتافته است برنامه های آینده نشست(115-مین) جمعیت مختومقلی کلاله، که ساعت14/30روز پنجشنبه 30مهرماه جاری(94/7/30) برگزارمی شود،به این امر اختصاص دارد. ازاساتید،فعالان فرهنگ وادب وعلاقمندان برای شرکت دراین مراسم دعوت می شود.
محل برگزاری مراسم:مجتمع فرهنگی هنری اداره فرهنگ وارشاداسلامی کلاله(جنب فرمانداری)

زمان:ساعت14/30روز پنجشنبه 30مهرماه جاری(94/7/30)

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
بررسي زندگي و آثار ادبي شاعر كلاسيك تركمن عبدالرحيم زينهاري درنشست ماهانه‌ي جمعيت فرهنگي هنري مختومقلي كلاله
صفحه مناسب چاپ 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه