افراد آنلاین
2 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 2

بیشتر...

وقتی که جوانه های مدیریت بومی در آرامگاه مختومقلی پا می گیرد«دکترارازمحمدسارلی»

فرستنده magtymghuly در تاريخ ۱۳۹۳/۲/۲۴ ۱۷:۵۰:۰۰ (596 بار خوانده شده) مقالات
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
مقوله "مدیریت بومی " در استتار شعارهای پر زرق و برق "نگرش کلان" و مدیریت های تحمیلی از مرکز و یا استان های دیگر، می رفت به بوته ی فراموشی سپرده شود. بگونه ای که بسیاری از پست های اجرایی استانی و شهرستانی ، بدون توجه به توانمندی و قابلیت های افراد بومی به کسانی سپرده می شد که هیچ گونه تعلق خاطری به استان و یا محیط و جعرافیای مدیریتی خود نداشته اند. مدیریت بدون در نظر گرفتن لیاقت ها وحتی کمابیش لیاقت ب
دون توام شدن با انگیزه ومسئولیت پذیری ودر شرایط دلسردی ، نمی تواند موفق باشد. تکرار تجربه های اینچنینی، دستاوردی جز رکود و رخوت دربحث عمران و آبادانی شهر و روستا بدنبال نداشته است.بنا بر فرمایش استاندار محترم،جناب آقای دکترصادقلو تغییرات جزیی از مدیریت کارآمد است. چرا که مدیریت های ما هموار تخصص محور نبوده تا پایداری و طول زمان مدیریت، بر قوام و حسناتش بیفزاید.



از این منظر، تغییر حسن است و نه قبح.آن هم در دولتی که می خواهد بارقه هایی از امید را در دلها بنشاند و مردم را به آینده ای که در پیش دارند؛ امیدوار سازد.یکی از این نشانه های تزریق اکسیرامید، معرفی فرماندارشهرستان مراوه تپه از نیروهای علمی و اهل قلم و کارآزموده ی پست های اجرایی جناب آقای "اسماعیل تاجی" است. جوانی متواضع با پشتکار اجرایی موفق.
روز های قبل از معارفه، هم کلام شدیم، پیرامون باید ها و بایسته هایی که یک فرماندار بومی ترکمن باید داشته باشد.ذوقی در چشمان و دل وی دیدم ، تو گویی برای کاری بزرگ و ماندگار مصصم گشته بود. هنوزبا تردیدهای ابلاغ پیش می رفتیم .اما دیدم که با خدای خود عهدی بسته بود از جنس خلوت دل و میثاقی پنهان...که اگر سکان فرمانداری رابردست گیرد؛کاری کند کارستان. تاکه خدمتی برای مردم خود بر جای بگذارد. و کاری کند تابرای نسل های بعدی مثال زدنی شود .
آرامگاه مختومقلی را می گویم، سال های سال با وعده و وعید آنهم در همان یک روز بزرگداشت، بر سر مزارمی آمدند و پر صحبت می کردند و سخن هایی از ارقام میلیاردی گفته و می رفتند و دیگر خبری نمی شد که نمی شد. آن مزار و آن پدرجگر سوخته در کنار پسر ارجمند و دانایش ، تو گویی نظاره گر این صحنه بوده اند و شاهدانی که هر سال پس از مراسم یک روزه باز تنها می ماندند... و سوت و کورهمه جا را فرامی گرفت.چه شبهای طولانی تاریک و سرما از پی هم می گذشت.اما اثری ازآدم های خیلی حسابی که وعده های شیرین داده بودند نبود.نه صدایی ونه سخنی و یا برنامه ای عملی . دریغ از یک آجر، که بربالای آجری چیده شود ورنگ آبادانی بر آرامگاه این دو پرستوی غریب بنشیند.
البته انسان می باید همیشه منصف باشد، چاره جویی ها و اقداماتی هرچند اندک دلسوزان را نمی باید کتمان نمود. اما این فرماندار جوان و جسور بدون تبلیغات شروع کرد. گام اول را با کمک از انفاس این دو پیر عرفان برداشت. بر خلاف قبلی ها متوسل استان نشد تا بودجه ای و اعتباری مصوب شود و یا شادمان از یک مکاتبه ی مسئولیت بر، بر میز ریاست محکم ترتکیه زند. نه ، او از خود مردم آغاز کرد.از مردم عادی ترکمن ، از بنا ها و معمارها و کارگرانی روستایی از مراوه و کلاله وگلیداغ و شهر فراغی و هر جای دیگر که عمری ارادتی بی پایان به مختومقلی و پدرش دولت محمد داشتند و به عشق آنان، سرود های پرشور شان رادر پهنه گسترده ی صحرا فریاد کشیده بودند. آنان از جمله خیل مشتاقان و داوطلبان کمک برای سازندگی و مشارکت جویان بی نام ونشان بودند. هر کسی به پاس شان و منزلت مختومقلی ، قدم پیش نهاد آجر و سیمان و مصالح دیگر را همین مردم خیرآوردند. به گونه ای که فرماندارمراوه تپه، کفایت مصالح وارده را اعلام نمود.
امروز،دیدم که مدیریت محلی چقدر می تواند گره گشا باشد. سادگی و روانی گردش کار ، رفع مشکلات بامشارکت دادن خود مردم چه آسان شده بود...آنوقت بیش از پیش به اهمیت تصمیم استاندار محترم گلستان" دکتر صادقلو" پی بردم که با درایت و جسارت لازم،فردی لایق از خودشان برگزید . بدین ترتیب،مردم را در اموراتشان دخیل و شریک نمود.ونماینده ایشان نیز آستین همت بالا زد و مصداق سپردن کارها به دست مردم را به شکلی زیبا در آرامگاه مردی که دیگر دنیا او را می شناسد و مایه ی مباهات عموم ایرانیان و ترکمنان می باشد،به تصویر کشیده است.
واکنون فرصت آن فرارسیده است تا از کلیه خیرین، از افراد متمول مردمی و با تقوا گرفته تا افراد متوسط ولی سرشار از حس همراهی با سیل مشارکت مردمی بیایند و برای ساختن مسجدی مناسب شان آن دو آستین بالا زنند و کمک نمایند. تا آنجا، آنطوریکه شایسته است آباد گردد. چه بسا روزی رسد که هتلی هم برپا شده مقصد گردشگری ایرانیان و جهانیان گردد.
در آخر خسته نباشید اینجانب و کلیه اهل قلم و دوستداران مختومقلی و پدرش را درمیهن عزیر و همه عالم،نثارمی کنیم به فرماندار محترم و همه ی کسانی که به رسم دیرین ترکمنان به صورت "یاوار"، پیش از برگزاری مراسم های باشکوه هفته آخر اردیبهشت ، در تدارک میزبانی متفاوت هستند.
صفحه مناسب چاپ 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۲/۸ ۲۲:۲۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۲/۹ ۴:۰۵
 پاسخ به وقتی که جوانه های مدیریت بومی...
استاد گرانقدر قلمتان سوزی از بینوایی وبی کسی دارد، باشد که هماره اهالی قلم بغض و توهم و
هراس را دربیغوله های وهم و وهن بدور اندازند و ارام آرام مثله شدن حقیقت در پایانی تباه شده
مدفون گردد.اما بجای تقدیر بیش از حد متعارف از فرماندارمخلص از مردم شریف که با اینهمه واویلای غم نان ودرد معیشت با خلوصی بی مثال به نحوی از انحا در آبادانی سرزمین اساطیر ادب و شعور
همت مینمایند بایسته تر وشایسته تر میبود .کامنت حقیر را به منزله خرده گیری تلقی نفرمایید چراکه تراوش نوشتارتان به هر انسان آزاده همین نهیب را یاداور می شود ،نکته آخر برای یک یا چند شب ،احداث بنا عملی فرساینده وبه تعبیر دیگر الزام احداث مسجد بعنوان یک نیازدر اولویتهای بعدی قرار گیرد منطقی تر جلوه گر میشود.باسپاس فراوان ازاستاد.
پاسخ
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۲/۹ ۱۶:۱۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۲/۱۱ ۰:۵۹
 پاسخ به وقتی که جوانه های مدیریت بومی...
با تشکر از جناب دکتر سارلی و اعضای جمعیت مختومقلی کلاله. عرض ادبی بود همین
پاسخ
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۳/۱۵ ۲۲:۵۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۳/۲۱ ۷:۲۰
 پاسخ به وقتی که جوانه های مدیریت بومی...
سلام جناب استاد سارلی دست مریزاد-بایستی از جوانان و اعضای هیئت امنا مجموعه فرهنگی مختومقلی فراغی و انسانهای گمنام در این راستا تشکر و تقدیر گردد اقای فرماندار عزیز که موهبتی برای خدمت به این مردم محروم پیدا کرده اند بایستی خوشحال باشند و چه بسا این کارها حداقل وظیفه ایشان است اگر این کار را نکنند پس چه کنند ؟؟؟؟؟
پاسخ